میراث فرهنگی ناملموس (ICH) به مجموعهای از سنتها، آدابورسوم، دانشها، مهارتها و شیوههای زندگی اطلاق میشود که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و برای جوامع مختلف هویت فرهنگی و معنای خاصی دارد.
این میراث برخلاف میراث فرهنگی ملموس، که معمولاً شامل آثار فیزیکی و بناهای تاریخی است، به صورت غیرملموس و در قالب تجربهها، رفتارها و تعاملات اجتماعی در جوامع وجود دارد. میراث فرهنگی ناملموس بهطور مداوم در حال تغییر است و به نیازها و شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع پاسخ میدهد. به عبارت دیگر، این نوع میراث همواره در حال بازآفرینی و تطبیق است، زیرا نمیتوان آن را در قالب اشیای ثابت محدود کرد.
یونسکو میراث فرهنگی ناملموس را بهعنوان بخشی از فرهنگ زنده مردم تعریف کرده که موسیقی، رقص، زبانهای بومی، آیینها و دانش سنتی درباره طبیعت را شامل میشود.
نقالی و تعزیه دو هنر نمایشی با ریشههای عمیق در فرهنگ ایران هستند که در طول تاریخ نقش مهمی در انتقال تاریخ، اخلاق، و باورهای دینی ایفا کردهاند. نقالی به عنوان روایت داستانهای حماسی، مذهبی و تاریخی توسط فردی که به عنوان نقال شناخته میشود، در قهوهخانهها و مجالس عمومی رواج داشت. از سوی دیگر، تعزیه نمایشهای مذهبی است که بیشتر بر اساس واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) ساخته شده و در مراسمهای سوگواری شیعی به اجرا در میآید. این دو هنر در سالهای اخیر با ثبت در فهرست میراث ناملموس جهانی یونسکو، به رسمیت شناخته شدهاند و بهعنوان یکی از گنجینههای فرهنگی ایران معرفی شدهاند.
نقالی؛ کهنشیوههای روایتهای باستانی
نقالی و قصهگویی ایرانی یکی از کهنترین شیوههای روایتگری در فرهنگ ایران است که در آن نقال (راوی) با بیان حماسی، حرکات نمایشی و گاهی استفاده از ابزارهایی مانند چوبدستی یا پردههای نقاشیشده (پردهخوانی)، داستانهای ملی و اساطیری ایران را روایت میکند و روشی منحصربهفرد برای بیان داستانهای حماسی، اخلاقی و تاریخی است.
نقالی ایرانی در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰ شمسی) به عنوان میراث فرهنگی ناملموس بشر در فهرست یونسکو ثبت شد.
نقالی نقشی کلیدی در حفظ و انتقال فرهنگ ایرانی، بهویژه شاهنامهخوانی دارد و یکی از کهنترین اشکال نمایش ایرانی است که سینهبهسینه منتقل شده است. نقالان سنتی معمولاً آموزش خود را بهصورت شاگردی نزد استادان بزرگ میگذراندند.
نقالان کهنهکار با نام مرشد شناخته میشوند. مرشد ولیالله ترابی، مرشد حسن اسماعیلی، مرشد میرزاعلی، مرشد محسن میرزاعلی، شناخته شدهترین نقالان معاصر هستند.
با وجود تلاشهای صورتگرفته برای حفظ این هنر، نقالی سنتی در خطر فراموشی است. امروزه برخی نقالان تلاش میکنند با اجرای نقالی برای کودکان، ترکیب با نمایشهای مدرن و حضور در جشنوارههای بینالمللی این هنر را زنده نگه دارند.
نقالی در ایران فقط به روایت شاهنامه محدود نمیشود، بلکه طیف گستردهای از داستانها و متون کهن در آن روایت شدهاند.
قصههای مذهبی شیعی مانند روایات شجاعتهای حضرت علی (ع) و جنگهای ایشان (مانند جنگ خیبر)، رویدادهای زندگی امام حسین (ع) و عاشورا گاه در قالب نقالی مذهبی روایت میشوند. داستانهایی درباره پیامبران مانند حضرت یوسف (ع)، حضرت موسی (ع) و حضرت سلیمان (ع)، برخی داستانهای حماسی و عامیانه مانند دارابنامه اثر ابوطاهر طرسوسی، اسکندرنامهها، حمزهنامه، سمک عیار، یا قصههای فولکلوریک و عامیانه مانند امیر ارسلان نامدار نیز در میان نقالان رایج است.
امروزه برخی نقالان تلاش میکنند داستانهای معاصر، انقلاب مشروطه، جنگ ایران و عراق و حتی داستانهای مدرن را با سبک نقالی اجرا کنند.
ریشههای نقالی به دوران باستان ایران بازمیگردد و احتمالاً از زمان هخامنشیان و اشکانیان شکلی ابتدایی داشته است. در دوران هخامنشی، گوسانها (نوعی خنیاگر و روایتگر) وجود داشتند که داستانهای حماسی و تاریخی را با موسیقی روایت میکردند، در دوران اشکانیان، گوسانها محبوبتر شدند و داستانهای مربوط به پادشاهان و قهرمانان را برای مردم اجرا میکردند.